|
اولین باری که کلمه ی ختنه به گوشم خورد9 و 10 سالم بود اون هم بین حرفهای
عمو و زن عموم که می خواستن پسر عموم ختنه کنن . می گفتن : اگر حالا ختنه اش کنیم
یادش نمی مونه . من هم کنجکاو بودم این چیه که نباید یادش بمونه ؟!! برادرها از من بزرگتر بودن قبل از اینکه
اصلا من به دنیا بیام کار خودشون کرده بودن .
ترس و تشری که از پدر و مادر هم پرسی . تا اینکه فهمیدم نصفش می کنن . من هم
که برام عجیب بود یعنی دردش نمیاد پسرا عجب دردی را تحمل می کنن . تا اینکه پسر عموم ختنه کردن .مادرم رفته بود
ببینشون من هم همراهش رفتم . ولی دیدم نصف نشده بود سرجاش بود فقط یک زخم کوچیک روش بود . ختنه یک مسئله کاملاشخصی که در ایران بیشتر
جنبه ی سنتی و مذهبی داره تا اختیاری و کاملا هم عادی . ولی "ختنه ی دختران"
چی ؟!! ختنه دختران چیزی دردناک تراز ختنه که برای
پسران انجام می دهند چون کاملا الت تناسلی دختر بریده می شود . حتی فکرش هم آزار
دهنده است . و به نظر من به جای اسم "ختنه دختران" باید اسمش را بذارن "
بریدن اندام تناسلی دختران" .و این یک جنایت بزرگ در حق هر دختری . چون بعدها عوارض بسیار بدتری سراغ دختر میاد . خیلی مسخره است که این کار را می کنند تا به شوهر اینده دختر تضمین بدن دختر باکره است . "گل صحرا " اثر "واریس دیری
" معروفترین و مشهورترین مانکن اروپایی . واریس دیری اهل سومالی که در 5 سالگی از
داشتن اندام جنسی محروم می شود تا به این صورت به جمع زنان پاک بپیوندد. او در سیزده سالگی از خانواده میگریزد. از خانوادهای که میخواهد در ازای ۵ شتر
او را به ازدواج مردی شصت ساله در بیاورد. او در این گریز با دستهایی خالی و پاهایی برهنه اما دونده به صحرای سوزان و زمینهای پر
از سنگ و خار و سرزمینهایی پر از حیوانات وحشی
و انسانهای درندهخو میزند. در زندگی پر فراز و نشیبش او از اروپا سر در
میآورد و زیباییاش در انگلستان توسط
عکاسی کشف میشود. او اکنون مدل لباس است و به عنوان سفیر سازمان ملل در کمپین توقف بریدن آلت جنسی زنان در
نیویورک زندگی میکند. این کتاب را نشر خورشید منتشر کرده و ترجمهی شهلا فیلسوفی و خورشید
نجفی است.و خواندن این کتاب جالب رابه شما پیشنهاد می کنم . قسمتی از تجربه ی دردناک واریس را در اینجا بخوانید + نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388 23:51 توسط ترانه |
قبل از 13 آبان از یکی محله ها می گذشتم بر حسب اتفاق دیدم یکی با اسپری سبز رنگ سریع نوشته بود "سبز زنده است " . دو روز بعد از همان محل گذشتم دیدم روش رنگ کردن ولی طرف هم کم نیاورده: + نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388 23:17 توسط ترانه |
می ترسم، مضطربم ، و با آن که می ترسم و مضطربم باز با تو تا آخرِ دنيا هستم. می آيم کنار گفتگويی ساده تمام روياهايت را بيدار می کنم و آهسته زير لب می گويم برايت آب آورده ام، تشنه نيستی؟ + نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388 0:54 توسط ترانه
میهن پرستی ، علت جنگ اما گلدمن + نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388 0:5 توسط ترانه |
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 23:55 توسط ترانه |
چقدر دلم می خواست که اینجا بودی ، چقدر دلم می خواست . ما تنها دو روح گمشده ایم ، که سالی پس از سال ، در تنگ ماهی شنا می کنیم . بر همان زمین قدیم پای می کشیم و چه می یابیم ؟ همان ترسهای قدیم را . کاش اینجا بودی . ( برای دانلود اهنگ روی خود اسم کلیک کنید ) + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 23:42 توسط ترانه
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 1:15 توسط ترانه |
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 0:22 توسط ترانه |
از طریق کلمات اکبر سردوزامی
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 23:58 توسط ترانه |
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 23:49 توسط ترانه
|